خرید بک لینک

شوپنهاور بزرگ می گفت زندگی مثل آونگ بین رنج و کسالت نوسان می کند. روزگاری سخت کار می کردیم و لحظه ای فرصت برای استراحت کردن نمی یافتیم. روزگار سختی بود... شرایط سختی بود... حال همه چیز درست شده. روزهایی که در انتظارش بودیم فرا رسیده. دقیقا همان روزها. حتی بهتر از آن روزهایی که می توانستم تصور کنم. اما امروز برنامه فرق کرده. انگار توان لذت بردن ندارم. زندگی ام را کسالت فرا گرفته. امروز دقیقا روزی است که همین یکی دو سال پیش در انتظارش بودم. اگر آن روز می دانستم که چنین روزی در انتظارم است از خوشحالی بال در می آوردم. اما امروز نه تنها بال در نیاورده ام، بلکه کسل و بی رمق هستم. براستی که ما برای رنج و لذت ظرفیتی داریم. هر کسی به اندازه رنجی که برده از لذت بهره مند می شود. پس پیش به سوی رنج ها... .

چند سال پیش فیلمی را می دیدم که مردی بعد از ده بیست سال و شاید هم بیشتر از زندانی که شرایط بسیار نا به سامانی داشت بیرون آمده بود و بعد از سال ها آسمان را دید... مشخص بود لذت عمیقی برد... لذتی که هیچ یک از ما در طول زندگی پر بارمان تجربه نکرده ایم!

برچسب: نوسان زندگی,نوسانات زندگیه شیلا,نوسانات زندگی شبلا, نویسنده: مهراد نوروزی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 21:55

صفحه بندی