به نظر شوپنهاور، سرمشق نوسان زندگی
میان ناراحتی و کسالت را باید در عشق جنسی یافت. تحت فشار غریزه جنسی، ما
فضایل معشوق را برون از هر نوع تناسبی با واقعیت به عرش میرسانیم. معشوق
بدل میشود به کاملترین، دلخواهترین و زیباترین ابژه هستی؛ چندان که هیچ
هدف یا غایت دیگری انگار ارزش جستو جو ندارد. ما از اندوه و عذاب عشقهای
یکطرفه و بیفرجام بسی رنج میبریم اما اگر بنا بود معشوق نرمی کند و کوتاه
آید یا دست کم به روی عاشق آن گونه لبخند بزند که سرانجام به کام دل و
هدفاش برسد، از آن پس چندان عادی و معمول مینماید که عاشق در شگفت میشود
که این همه های و هوی از برای چه بوده است. مثلی رومی هست که میگوید:
«بعد از هم خوابگی، همه در دام یأس میافتند».
این جمله از وبلاگ معادشناسی گرفته شده است.
عشق چیست؟ چرا پسرهای دور و بر 18 ساله عاشق می شوند؟ عاشق چه باید بکند؟
وقتی به او فکر میکنم چنان قلبم به تاپ و توپ می افتد که انگار می خواهد استخوان های قفسه سینه ام را در هم بشکند و مثل دینامیت منفجر شود. از گذشته های دور مردم چنین احساسی پر از شور و اشتیاق دیدار یار را داشته اند و شاید به همین دلیل است که دوست داشتن را به دل نسبت می دهند. چرا که هنگام دوست داشتن فقط قلب است که به گونه ای دیگر رفتار می کند و برای هر کسی کاملا مشهود است. از این رو ما هم که می دانیم تمام احساسات در مغز است و قلب وظایف دیگری دارد، باز هم کلمات دلتنگی، دلگرفتگی، دلدار، دلبر، دلربا، و ... را هنوز از فرهنگ لغت خود حذف نکرده ایم.
این مطالب فقط در مورد عشق و عاشقی صدق نمیکنه، در مورد همه اون چیزایی که میخایم مصداق داره. لذت فقط یک لحظه ست. روی هم رفته ما در عمر 70 ساله مان بیشتر از چند ساعت و یا چند روز لذت نمی بریم.....
برچسب: عاشقانه برای همسرم,عاشقانه برای همسر,عاشقانه برای عشقم,پیامک عاشقانه برای همسر,قالب عاشقانه برای بلاگفا,قالب عاشقانه برای وبلاگ,شعر عاشقانه برای همسر,رمان عاشقانه برای اندروید,رمان عاشقانه برای موبایل,پیامک عاشقانه برای دوست دختر,
نویسنده: مهراد نوروزی