کسب و کاری به نام بیز
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 16:54
چندی پیش به بیز دعوت شدم. پیشنهاد کاری بسیار عالی با درآمدی باورنکردنی. من هم باور نکردم. کاری که هر کسی با هر توان مالی و سواد و استعدادی می تواند وارد شود و درآمدی ده ها میلیونی داشته باشد!!! خب! استدلال انها خیلی ساده است. با سرمایه اندکی وارد کار می شوید و این کار را هم به چند نفر از دوستانتان م...
ترک بلاگ
-
تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 16:54
متوجه شدم برخی از امکانات بلاگ پولی هست و هیچ راهی برای دور زدن ان نیست به همین دلیل به بلاگفای محبوب و قدیمی خودم بر می گردم!
برای عاشقان
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 13:24
به نظر شوپنهاور، سرمشق نوسان زندگی میان ناراحتی و کسالت را باید در عشق جنسی یافت. تحت فشار غریزه جنسی، ما فضایل معشوق را برون از هر نوع تناسبی با واقعیت به عرش میرسانیم. معشوق بدل میشود به کاملترین، دلخواهترین و زیباترین ابژه هستی؛ چندان که هیچ هدف یا غایت دیگری انگار ارزش جستو جو ندارد. ما از اندوه...
نوسان زندگی
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 21:55
شوپنهاور بزرگ می گفت زندگی مثل آونگ بین رنج و کسالت نوسان می کند. روزگاری سخت کار می کردیم و لحظه ای فرصت برای استراحت کردن نمی یافتیم. روزگار سختی بود... شرایط سختی بود... حال همه چیز درست شده. روزهایی که در انتظارش بودیم فرا رسیده. دقیقا همان روزها. حتی بهتر از آن روزهایی که می توانستم تصور کنم. ا...
غبطه خوردن
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 21:55
با کسی آشنا شدم که درآمد ماهیانه اش 5 برابر درآمد من بود. فکر می کردم از نظر مالی مشکلی ندارد. اما دیدم او هم به حال دیگری غبطه می خورد که 5 برابرش درآمد دارد. انگار همه با هم همدردیم. فرقی نمی کند چقدر درآمد داشته باشید. فرقی نمی کند چه جایگاهی در اجتماع داشته باشید. همه به یک اندازه رنج می بریم و ...
چشم خوردن
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 21:55
من فکر می کنم چشم زدن و چشم خوردن حقیقت دارد. کائنات شعور دارند. ما را به خواسته هایمان می رسانند. اما فکر می کنم شعور آن ها با شعور ما فرق می کند. به نظر می رسد آن ها کمی بی شعور تر هستند و این را هم قبول دارند. به این صورت که ما را با شعور تر از خود می دانند. دوستی داشتم که می گفت آرزویش داشتن جی ...
نظریه من
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 8:49
من می گویم برایند رنج و لذت برای همه ما انسان ها برابر است؛ به گونه ای که در زندگی هر یک از ما لذت و رنج به اندازه ای است که یکدیگر را خنثی می کنند. مدت ها در مورد این مساله فکر کرده و شواهد بسیاری یافته ام. خیلی عجیب به نظر می رسد اما واقعیت دارد. هیچ راهی برای دستیابی به لذت و خوشبختی بیشتر وجود ن...
هیچ فرقی نمی کند
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 8:49
هیچ فرقی نمی کند در چه تاریخی به دنیا بیایید. هیچ فرقی نمی کند در چه شهری متولد شوید. و هیچ فرقی نمی کند در چه خانواده ای متولد شوید. در هر صورت سهم شما از زندگی مقداری ثابت است و به شرایط شما بستگی ندارد. اگر غیر از این بود چه پیش می آمد؟ اگر غیر از این بود انسان ها نسل به نسل با پیشرفت تکنولوژی خو...
انواع تفکر
-
تاریخ: 1395/7/12 ساعت: 21:19
تفکر افکاری که در ذهن ما قرار گرفته و کنترل ما را به دست گرفته اند در سه گروه زیر قرار می گیرند: 1. افکار بد: افکاری که خودمان می دانیم منفی هستند و سعی می کنیم از شر آنها خلاص شویم. مثل افسردگی، وسواس فکری، افکار منفی و خود کم بینی و ... 2. افکار جمعی: افکاری که متعلق به گروهی است که خود را عضو آن ...
خوشبختی و بدبختی وجود ندارد
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:05
از مدت ها پیش به این نتیجه رسیده ام که خوشبختی و بدبختی به آن صورتی که تصور می شود وجود ندارد. همه یک توهم است. این نکته را در صفحه آخر رمان کنت مونت کریستو نوشته الکساندر دوما نیز یافتم. به قول شوپنهاور همه ما فلسفه می دانیم، فلاسفه فقط این دانسته ها را یادآوری می کنند. همه ما می دانیم که خوشبختی و...
لذت برابر است با رنج
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:04
جمله ای منسوب به هیتلر است که می گوید: اشک هایی که پس از هر شکست می ریزیم همان عرقیست که برای پیروزی نریخته ایم. و این جمله بیانگر این است که بدون سختی و رنج، پیروزی و لذت امکان پذیر نیست. هر کس تلاش کند و رنج کشد از لذت پیروزی بهره مند خواهد شد و هر کسی تلاش نکند و رنجی متحمل نشود شکست خواهد خورد و...
تصور کردن و خیالپردازی در مورد آرزوها موجب دستیابی و یا حداقل سهولت در دستیابی به آنها می گردد
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:04
می گویند تصور کردن و خیالپردازی در مورد آرزوها موجب دستیابی و یا حداقل سهولت در دستیابی به آنها می گردد. من با این مورد مخالف هستم؛ به این دلیل که هم در تجربه ثابت نشده و هم با نظریه من سازگار نیست. خیلی از انسانها شب ها موقع خواب خیالپردازی می کنند و در دنیای دیگری به سر می برند اما هیچ گاه به خیال...
چرا می نویسم؟
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 5:04
گاهی افکاری به ذهنم خطور می کند که مدت های مدید مثل زندانی های محبوس در زندان با هم کلنجار می روند و از دنیای بیرون هیچ گونه آگاهی ندارند. به این فکر افتادم که این ها را مدتی آزاد کنم تا در دنیای بیرون بگردند و بر اذهان دیگر فرود آیند و باز پخته تر از پیش به ذهنم باز گردند. در ذهنم به سوی افکار جدید...